خدا جونم
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 1:48
سازمان هواشناسی هر چی میخواد بگہ، بگہ من میگم اگہ "خدا" تو زندگیت نباشه هـوات پسـه.. برچسبها: نثر عاشقانه + نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۵ 19:34 توسط انگشتام :)) |
بی هیچ توقعی مهربانند.
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 1:48
بهترین قلب ها در پیشگاه خدا ، متعلق به کسانیست که بی هیچ توقعی مهربانند. برچسبها: نثر مفهومی + نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۵ 8:10 توسط انگشتام :)) |
ورزش
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 1:48
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
بی شرف
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 1:48
آریایی حرف می زندآلمانی ناز می کُنَدفرانسوی می بوسدکوبایی سیگار می کِشَدآمریکایی جنایت می کُنَدبی شرف تمامِ جهان است...! آبا_عابدین برچسبها: نثر عاشقانه + نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۵ 8:48 توسط انگشتام :)) |
زن
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 1:48
زنهمان فرشته آسمانستكهبه زمین هدایت شدبرای معنا دادن به مرد دنیای زنهامردانه عاشقانه استزن را بايدزنانه مردانه دوست داشتمحکم جاودانه بی نهایت امير_پرهام برچسبها: نثر عاشقانه + نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۵ 8:50 توسط انگشتام :)) |
لذت دوست داشتن
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 1:48
یک بار تو شاعر من باشتو عاشق من باشمرا دوست داشته باشکه من لذت دوست داشته شدن یادم نرودو تولذت دوست داشتن افشین_صالحی برچسبها: نثر عاشقانه + نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۵ 8:59 توسط انگشتام :)) |
لبخند که میزنی
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 1:48
سیاسی ترین اتفاق درمنلبهای توست !!!!!لبخند که میزنی.....درمن انقلاب میشود برچسبها: نثر عاشقانه + نوشته شده در پنجشنبه سوم فروردین ۱۳۹۶ 12:51 توسط انگشتام :)) |
مثل سلام
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 1:48
"دوستت دارم" مستحبه، ولی جوابش واجب
نیمکت آخر
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 1:48
چه حس مبهمی دارم .......تموم کافه خاموشه ..........یکی رو نیمکت آخر .........داره احساس می نوشه .... برچسبها: نثر عاشقانه + نوشته شده در سه شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۶ 23:47 توسط انگشتام :)) |
من دست خودم نیست که
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 1:48
آهنگ عمدا دانلود در ادامه مطلب متن آهنگ سینا شعبانخانی به نام عمدا دنیا مال همه بیخیال همه من با تو خوبه حالم فقط بگو راحت چته من حواسم بهته کم نشه یه تار مو ازت هرجای عالمی وقتی دلتنگمی من خودمو بهت میرسونم میخوامت بی حساب من بیدارم تو بخواب سرد بشه روتو بپوشونم عمدا از تو میپرسم کجا یعنی مثل دیوون...
از هم دور
-
تاریخ: 1395/9/7 ساعت: 20:55
آدما به اندازه ی ناگفته هایشان از هم دور می شوند... نه به اندازه ی قدم هایشان ....
منم آن شیخ سیه روز که در آخرعمر لای موهای تو گم کرده خداوندش را...
-
تاریخ: 1395/9/7 ساعت: 20:55
تو همانی که دلم لک زده لبخندش را او که هرگز نتوان یافت همانندش را منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد غزل و عاطفه و روح هنرمندش را از رقیبان کمین کرده عقب می ماند هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر هر که تعریف کند خواب خوشایندش را مادرم بعد تو هی حال مرا می پرسد مادرم تاب...
کاش همت کنم
-
تاریخ: 1395/9/7 ساعت: 20:55
من به پروانه شدن نزدیکم ...کاش همت کنم و پیله ی تن بشکافم ...
گاهی از پروانه ها یادی کنیم
-
تاریخ: 1395/9/7 ساعت: 20:55
کاش وقتی زندگی فرصت دهد گاهی از پروانه ها یادی کنیم کاش بخشی از زمان خویش را وقف قسمت کردن شادی کنیم کاش وقتی آسمان بارانی است از زلال چشم هایش تر شویم وقت پاییز از هجوم دست باد کاش مثل پونه ها پرپر شویم کاش وقتی چشم هایی ابریند به خود آییم و سپس کاری کنیم از نگاه زرد گلدان های مان کاش با رغبت پرستا...
تاوان خجالت
-
تاریخ: 1395/9/7 ساعت: 20:55
زندگی مجموعه ای از رنج و حسرت های ماستآه از این دنیا که لبریز از شکایت های ماست کاش جای شرم، گاهی دل به دریا می زدیماین که تنهاییم، تاوان خجالت های ماست از خدا می خواستم جام شراب عشق رااین خمار غصه تاثیر عبادت های ماست! از دویدن های ما این چرخ، چرخیدن گرفتآه، بازار زمین گرم از مصیبت های ماست! بیقرار...
از بوسه تا غزل
-
تاریخ: 1395/9/7 ساعت: 20:54
عشق یعنی خواب باشی بوسه بیدارت کندیار با چشم خمار و مست تب دارت کندعشق یعنی شب برایت شمع روشن میکندآن لباسی که دلت میخواست را تن میکندعشق یعنی بوسه های دزدکی در کوچه هاپایِ کوه و دست های قرمز از آلوچه هاعشق یعنی یک نسیم آن روسری را شل کندناگهان هم غیرت مردانه ی او گل کندعشق یعنی هرکجا باهم همیشه تا ...
بانوی رویا
-
تاریخ: 1395/9/7 ساعت: 20:54
بیا ای دختر زیبا ، در آغوشم بخواب امشببیا ای نرگست شهلا ، در آغوشم بخواب امشب ز دوری همچو مجنونم ، یه چشم اشک و یه چشم خونمغمم از حد زده بالا ، در آغوشم بخواب امشب شب و دوری !؟ مگه میشه !؟ دلت زخمی ، دلم ریشهدلا از خون شده دریا ، در آغوشم بخواب امشب تنت چون برگ گل نرمه ، لبت سرخ و نگات گرمهنثارم کن ...
چای
-
تاریخ: 1395/9/7 ساعت: 20:54
خانم، چای ات آماده است ، برام یه جایی بریز
بچه بودم
-
تاریخ: 1395/9/7 ساعت: 20:54
بچه بودمبادبادکای رنگیدلخوشی هر روز و هر شبم بودخبر نداشتم از دل آدماچه بی بهونه خنده رو لبم بود کاری به جز اَلک دولَک نداشتمبچه بودم، به هیچی شک نداشتم بچه بودم غصه وبالم نبودهیشکی حریف شور و حالم نبودبچه که بودم آسمون آبی بودحتی شبای ابری مهتابی بودحتی شبای ابری مهتابی بود بچگی و بچگی و تموم شدخاط...
خدا را می گويم
-
تاریخ: 1395/9/7 ساعت: 20:54
بودنش نیاز است مانند نفس کشیدن خدا را می گويم