خرید بک لینک

بچه بودم
بادبادکای رنگی
دلخوشی هر روز و هر شبم بود
خبر نداشتم از دل آدما
چه بی بهونه خنده رو لبم بود

کاری به جز اَلک دولَک نداشتم
بچه بودم، به هیچی شک نداشتم

بچه بودم غصه وبالم نبود
هیشکی حریف شور و حالم نبود
بچه که بودم آسمون آبی بود
حتی شبای ابری مهتابی بود
حتی شبای ابری مهتابی بود

بچگی و بچگی و تموم شد
خاطره های خوش رو دست من مُرد
تا اومدم چیزی ازش بفهمم
جوونی اومد اونو با خودش بُرد
بُرد… بُرد

بچه بودم غصه وبالم نبود
هیشکی حریف شور و حالم نبود
بچه که بودم آسمون آبی بود
حتی شبای ابری مهتابی بود
حتی شبای ابری مهتابی بود

برچسب: بچه بودم که مادرم,بچه بودم نفهم بودم,بچه بودم بادبادکای رنگی, نویسنده: ساحل سامانی تاريخ: يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت: 20:54

صفحه بندی